بدون نظر
بدون نظر
بدون نظر
بدون نظرم خوبه
از تمام کسانیکه تمام این کارها رو برام انجام دادن ، تمام تشکرمو دارم
بضیا شنیدن ، زمان همه چیو حل میکنه
یا از این مزخرفات
ولی خر فهم شدن
ی چی تو مایه خر سفقیده غاقاجون مداییامرزشون
ماکه کاری بشون نداریم
آخرین خطائیه که راجبشون مینویسیم
هیکمترو کمتر شدن
کمرنگ تر و کم رنگ تر ...
ولی کور خوندن بدزدن و بخورن و ببرن
یادمون بره
تا پشت و ایل و تبارشونم کور خوندن
ما سر بضی چیزا در میشیم ، نمیگذریم ....
نه دشمنی باهاشون داریم ، نه میخایم حرفی راجبشون بزنیم نه هیچ
هیچ ِ ... هیچ ...
خیییلیی صفر هم که جلوی رقم حساب بانکیشون باشه
واس ما عدد و رقمی نیستن
هرچی باشن اگه واس همه لاتن واس ما شوکولاتن
حتی اگ شوکولات پیچمون کنن لای کفن ...
یه دوره ای بود ، انگار قیامت ...
پر شده از کینه
ما کینه ای نیستیم کسیو بی البرو نکردیم
خاهر کسیم نمیخایم بریم بگیریم که کسی هرکار کردیم بخاد جار بزنه جایی
شوعوور. ، درک فهم ، انضباط ، بضیا صفر ...
تا دلت بخواد از این صفرا هست ...
که جم میش جلو حساب بانکیشون
آدم نفهم نمیفهمه
از رو نفهمی عاشق میشه
خر فهم میشه کینه میگیره
مث خرررر مهربون میشه میخاد یه کارایی کنه
بعد یهوو جفتنک میزنه مادر صاحب یچه رو بله میکنه
خرکی خرکی پیش میره تو زندگیش
انگار الگوش ، خرعاقاجونه بوده ....
جدیم که میشه رم میکنه شاخش میجنبه
انگار یه گاوی جلوش رم کردنو یادش داده
یهو مهربون میشن این ایل تبار
مث بچه ساده و نرم
اتل متل تولوله بازی میکنن باهات
بعدش قلم پاتو خورد میکنن ته بازی
بستنیا روهم خیلی دوست داشتن
عروسک میشن میرن تو اییی جلدا
شکلک درمیارن
از یس شیرینن خاکک تو سرا
نمیدونن سه بعدی مد شده
پس و پیش کار تابلو میزنه بیرون ...
اص سر تهش همینه
ن بس ب اینا نه اینکه بخان اینجوری باشن
ب این در اوندر زیاد میزنن
دره خرابه ....
اما فک نکنم همیسه رو یه پاشنه بچرخه
تش نمیدونم چ جوری میشه دل کند و رفت
انگار
ب سخختی
برچسب:
نویسنده: ترانه عابدی